دستم زِ دامنِ تو نگردد رها، حسین ای دستگیرِ نوکرِ بیدست و پا، حسین جز تو کسی به کاسهی ما اعتنا نکرد تنها امیدِ ظرفِ غذایِ گدا، حسین حبِّ تو ترس معصیتم را زیاد کرد ای مظهر تجلّیِ خوف و رجاء، حسین هرکس مسیرِ عاشقیاش را سوا نکرد فردای حشر میکند او را سوار، حسین حکمِ قبول بندگیِ ماست با خدا حکمِ قبولِ نوکری ماست با، حسین آدم برای گریه به تو آفریده شد بانیِ خلقت همهی انبیاء، حسین دمنوشِ روضهات، دَمِ عیسی ابن مریم است هر چایخانهات شده دارالشِفاء حسین در کشتی نجات رقیه است ناخدا ما را همین سهساله رساندهاست تا حسین ذکر تو را به روی لبم مادرت گذاشت سرمایهی محبّت زهراست، یاحسین