نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

دستم ز دامن تو نگردد رها، حسین ای دستگیر نوکر بیدست و پا، حسین جز تو کسی به کاسهی ما اعتنا نکرد تنها امید ظرف غذای گدا، حسین حُبِّ تو ترس معصیتم را زیاد کرد ای مظهر تجلّی خوف و رجاء، حسین هرکس مسیر عاشقیاش را سوا نکرد فردای حشر میکند او را سوا، حسین حکم قبول بندگی ماست با خدا حکم قبول نوکری ماست با حسین دمنوش روضهات دَمِ عیسَی ابنِ مریم است هر چایخانهات شده دارُالشفاء، حسین در کشتی نجات، رقیّهست ناخدا ما را همین سهساله رساندهست تا حسین ذکر تو را به روی لبم مادرت گذاشت سرمایهی محبَّت زهراست یا حسین هرگاه بیقرار حریم تو میشویم باید پناه بُرد به صحن رضا، حسین دلشورهی زیارت تو میکُشد مرا این اربعین مرا برسان کربلا، حسین مقتل نوشته است که نفس میزدی هنوز وقتی که بست نیزه دهان تو را حسین جسمت به راحتی نشود جمع و جور آخر کشید کار تو بر بوریا، حسین
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد