نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

داغ علی اکبرم تو قلب من تازه شد... غرق به خون دیدمت ؛ داغ حسن تازه شد قاسمم ... دیدم تو رو دوره کردن و از مرکب انداختن ... دیدن زره نداری به پیکرت تاختن ... کبوتر مهاجرم ؛ امانت برادرم ... یکم دیگه دووم بیار ؛ پاشو با هم بریم حرم ... ای شاخ شمشادم ؛ شیر بنی هاشم ... به حال من رحمی یابن الحسن قاسم ... یابن الحسن قاسم ... رفتی که جنگیدنو نشون میدون بدی ... کی فکر می کرد این جوری ؛ رو دست من جون بدی قاسمم ... وقتی تنت پاره پاره شد ؛ هنوز نفس داشتی ... اشکای داغ منو به خونت آغشتی ... یه جور منو صدا زدی ؛ یه جوری دست و پا زدی ... آتیش به سینه منو به قلب خیمه ها زدی ... افتادی و عالم یاد حسن افتاد ... نقش هزاران حلال رو این بدن افتاد ... ای شاخ شمشادم ؛ شیر بنی هاشم ... به حال من رحمی یابن الحسن قاسم ... یابن الحسن قاسم ...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد