نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

تو چشمای اهل حرم زنده شده یاد حسن قیامت وقت وداع با شاخ شمشاد حسن مادرش دور سرش عمامه میبنده براش از چشاش معلومه که میخواد بره پیش باباش با صداش وقت رجز زمین میلرزه زیر پاش "بوسه به جای باباش میزنه به روش اباالفضل وای که چقدر عزیزه برای عموش اباالفضل" *** میخواد که توی کربلا به پا کنه جنگ جمل چه یکه تازی میکنه به سوی احلی من العسل چند قدم پشت سرش آروم آروم میزه حسین میرسه تا معرکه صدای تکبیره حسین محشری کرده به پا ماه حسن شیر حسین هیشکی نشد حریفش نوه ابو ترابه مثل باباش تو میدون رو صورتش نقابه "بوسه به جای باباش میزنه به روش اباالفضل وای که چقدر عزیزه برای عموش اباالفضل" *** عمو به فریادم برس صدا صدای قاسمه بیا که سم مرکبا رو دست و پای قاسمه دیر اگه بره حسین یکی سرش رو میبُره بی زره رفت و حالا پیکرش از زخما پره وای من سنگا همش به روی قاسم میخوره خون میاد از نفس هاش نفس عموش بریده بالای سرش نشسته میبینه چقد قد کشیده "بوسه به جای باباش میزنه به روش اباالفضل وای که چقدر عزیزه برای عموش اباالفضل" *** [دعای زنده دلان صبح و شام یا حسن است که موی تیره و روی سپید با حسن است مبین ز نسل حسن هیچکس امام نشد به حُسن بینی اگر به هرامام حسن است حسین می شنوم هر چه یا حسن گویم دو کوه است ولی کوه بی صدا حسن است حسین نهی به قاسم دهد حسن دستور ز من بپرس که سلطان کربلا حسن است بخوان به نام پسر تا پدر دهد راهت بیا که کنیه شیر خدا ابا حسن است] ***
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد