
این صدای غرش شیره یا صدای رد آسمونه اینکه آمد نوجوانه یا که یه جنگجو پیره بند قبا گشوده زلفش رهاست در باد میره سمت حجله تازه داماد شاخ شمشاد پشت سر گریههای عموش نوجون صحرای کربلا رو بروی اشک شوق باباش نوجون رعنا مجتبی یادگار برادرم تازه شد داغ مادر توی خيمه نجمه دل پری شد چشم به راه قاسمش میمونه دیگه اون شد مرد خونه مجتباش رفته میدون از بین گرد خاکها آمد صدا فریاد از صدر زین عمو جان آه قاسم افتاد ۲ جابه جا پیکرش بین صحرا یا که پاره پاره یا که کبود وای امون مثل اکبر کاش مادرش کربلا نبود یادگار برادرم تازه شد داغ مادرم نوجون تو بنی هاشم از تموم دنیا دل بریده حالا دیگه او قد کشید مثل سقا شده قاسم میره به جسم قاسم روضه میخونه مولا پهلوی تو شکسته آه مثل زهرا قاسمم اخ موندم چجوری من تو رو تا خیمهها ببرم پاره پاره شد پیکر تو چی بدم جواب برادرم یادگار برادرم تازه شد داغ مادرم
محمدعالی بود