خستهام دعام کن بابا نگاه به این لبام کن بابا چی جواب بدم وقتی که بهم بگی صدام کن بابا باز منو روبهرام کن بابا تو نبودی من تب کردم روزامو با سنان شب کردم گفتن از سفر برگشتی خودم رو زود مرتّب کردم تکیه به عمّه زینب کردم خوشی با ما قهر کرد زندگیمو زهر کرد اون که رگهای تو رو بُرید گلوتو نحر کرد من اسیر نبودم گوشه گیر نبودم من سفید نبود موهام اینجوری پیر نبودم یکی نگفت به اون که سربهسر من میذاره بچه یتیم زدن نداره نداره نداره... رفتی بیقرارم کردن روی شتر سوارم کردن از شتر زمین افتادم هرچی که بود نثارم کردن به کعبِ نِی دچارم کردن نمیتونم از جام پاشم شیرینزبونِ سابق باشم اون که زد لگد به پهلوم همقد چکمههای پاشم بین اراذل و اوباشم رنگم از رو رفته بابا، سوخته سر مو رفته دندههای من یکی بیرون یکی تو رفته شاه عالم آخه جاش بیرون کاخه سرتو دیدم که آویزونه روی شاخه چی داره نیزهها که آغوشِ دختر نداره بچه یتیم زدن نداره نداره نداره... بردنم جای ناجور معجرمو گرفتن با زور گفتم اینو بابام داده هُلم دادن زنای مغرور سیلی گرفته از چشمم نور منو تند و تیز آوردن خمیده و مریض آوردن برای دخترت ریسمان و برا سرِ تو میز آوردن داد میزدن کنیز آوردن دل من کباب بود دور سرت شراب بود جلوی سفیر روما منع حجاب بود سر من هزار بار، توی کوچه بازار ریختن عمّهمو زدن جلو سر علمدار میدویدم پیاده پشت سپاهِ سواره بچه یتیم زدن نداره نداره نداره... **** بابا حسین، بابا حسین، بابا حسین... حسین، حسین، حسین... من مال اباعبدالله، دنبال اباعبدالله قلبم مثل بیرق شده اموال اباعبدالله دنیا رو نمیخوام هرگز منهای اباعبدالله عشق متفاوت یعنی آقای اباعبدالله نفَست رو بدم به جهان قلبم با تو من حرف میزنم به زبان قلبم ضربان، ضربان، ضربان قلبم آه حسین، آه حسین، آه حسین... دلخواهه اباعبدالله، مفتاحه اباعبدالله ما سرباز مهدی میشیم، از راه اباعبدالله یا بابَ نجاتِ الاُمّه فی ارض اباعبدالله از حال وهب میفهمم بیمرزه اباعبدالله آه حسین، آه حسین، آه حسین... **** گذرم تا به درِ خانهات افتاد حسین خانهآباد شدم خانهات آباد حسین