خجالتم نده جلوی مادرت علی تنت رو دستمه، میفته هی سرت علی ببین که دست و پامو گم کردم روم نمیشه به خیمه برگردم نیگا بکن به صورت زردم بهار ندیدی و خزون شدی چه زود علی کاشکی که مادرت تو کربلا نبود علی آرزوهام جلو چشام سوخته تیرِ گلوتو به دستم دوخته آتیشی تو دلم بر افروخته لالایی لالایی مادرت اومده بالا سرت لالا علی یه بار دیگه بخند به مادرت لالا علی لالا لالا لالا لالا لالا شرمندهی مادر شده بابا اشک رباب میریزه رو خاکا لالایی لالایی