حالم خرابه، دلم کبابه تو خیمهها هنوز گلم قحطی آبه چشای دریا چه سنگ مادر نمیبینه دلم برا تو تَنگه مادر خوبه که رفتی پیش بقیه نمیبینی تو خیمه چه وضع بدیه اگه میموندی، دِقِّت میدادن آبی که نه، آتیش به هِق ِهقت میدادن دِقِّت میدادن گهوارهی تو میزنه آتیش به جون مادرت جلو چشای من داره میره بالای نی سرت میبینی از غمت، خونه دل رباب تو داری جون واسه یه قطره آب خدا كنه بياد، بارون از آسمون گلوتو اينقدر، به من نده نشون پس لااقل بخواب، رو دست مادرت كشته منو همين، نفس آخرت دل نگرونيام، داره ميشه زياد طاقت بيار يه كم، شايد عمو بياد سخته كه اينجوری نگات كنم چقدر با گريه هی صدات كنم ببين كشته منو اشكات بايد فكری به حال گريههات كنم تو رفتی و حالا، كشته منو يه درد حرمله آخرش، كار خودش رو كرد اين ماجرا شده، قاتل مادرت تير سهشعبهشو، زده به حنجرت سر كوچيكتو، رو نی زدن ولی سرت رو نيزهها، بند نمیشه علی همونجا بود شكست، بغضم توی گلوم وقتی ديدم سرت، افتاده روبه روم یه دنیا حرف ناگفته میون چشمِ تَرَمه به این دلم افتاده، لالاییِ آخرمه زود بود، تو رو از شير بگيرم علی مادر، شرمندتم بميرم علی از اون روزی که اومده حرمله به اون، تيرِ سهشعبه خيرم علی بد جوری دلشوره دارم از سپاه حرمله بد جوری دلشوره دارم از نگاه حرمله بد جوری دلشوره دارم از سلاحِ حرمله آه لالایی، آه لالایی، آه لالایی خیمهها در تب و تاب، خیمهها تشنهی آب یه بچه داره جون میده رو دست رباب با تموم گریههاش، بیرَمَقه دست و پاش بیقراره مادرش، غم میباره از صداش کاشکی بیاد از عَلقمه عمو، جون بگیری مادر کاشکی برسه آبی به گلوت تا نمیری مادر