تصویر حاج حسن خلج - جنبشی بین آسمانها بود

جنبشی بین آسمانها بود

[ حاج حسن خلج ]
جنبشی بین آسمانها بود 
شورشی تا به عرش اعلا بود 

چشم های فرشتگان مبهوت 
به جوانی پیمبر آسا بود 

مرتضایی به شكل پیغمبر 
یا حسینی كه عالم آرا بود 

محشری می رود به روی زمین 
یا قیام قیامت آنجا بود 

اینكه پشت سرش روانه شده است 
آیه ی وان یكاد زهرا بود 

این خداوند دلبری باشد 
كه ز غیر خدا بری باشد 

لرزه بر جان دشت افتاده 
از حسینی ترین نبی زاده 

كیست این گردباد پیچیده 
كه خدا تیغ در كفش داده 

كیست این مرد غیرت طوفان 
كیست این سرفراز آزاده 

همه گفتند كه خدا انگار 
باز پیغمبری فرستاده 

از نژاد علیّ به نام علی 
مثل عباس كوهِ استاده 

باز دریای ایستاده ببین 
شور رزم امیر زاده ببین 

قدمی زد زمین تلاطم كرد 
لشگری دست و پای خود گم كرد 

آسمان را به خاك می دوزد 
اینكه بر حادثه تبسم كرد 

شور آتشفشان شروع شده است 
مرتضی گوئیا تجسم كرد 

اینكه از كشته، پشته می سازد 
با لب تیغ خود تكلم كرد 

رجزش، دشت را به هم پیچید 
نعره ای زد، فلك به خود لرزید 

تشنگی می بَرَد توانش حیف 
خشك تر می شود لبانش حیف 

پیش چشمان خسته اش انگار 
تیره شد تیره آسمانش حیف 

نفسش در شماره افتاده 
خسته شد دست پر توانش حیف 

مركب زخمی از نفس افتاد 
رفت در بین دشمنانش حیف 

برزمینش زد از سر زینش 
پدرش آمده به بالینش 

دلت از حال من خبر دارد 
پدرت دست بركمر دارد 

همه فهمیده اند بابایت 
حالتی مثل محتضر دارد 

تیغهایی كه هست اطرافت 
چقدر لخته ی جگر دارد 

دست لرزان من كجا و تنت 
كه تو را تكه تكه بر دارد 

نكند از بر پدر بروی 
خون من گردنت اگر بروی 

حجمی از خون و نیزه و شمشیر 
حجمی از زخمهای دلگیری 

حجمی از خُرده های یك ساقه 
حلقه های جدای زنجیری 

حجمی از تیغهای لب پَرِ سرخ 
حجمی از تكه های شمشیری 

حجمی از پاره های یك ماهی 
غرق صد ضربه ی نفس گیری 

حجمی از پیكر پراكنده 
 در سراشیبی و سرازیری 

به دلم تیر آتشین نزنی 
پیرمردَم، مرا زمین نزنی 

ریشه ی نخل امیدم كندند 
حالا ایستاده به من می خندند

پربازدید‌ترین‌های شعر اول حاج حسن خلج حضرت علی اکبر (ع)(محرم و صفر)

پربازدید‌ترین‌های شعر اول حضرت علی اکبر (ع)(محرم و صفر)

محبوب‌ترین‌های حضرت علی اکبر (ع)(محرم و صفر)

محبوب ترین‌های حاج حسن خلج

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد