نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

هرشب نسیم اشکِ مرا در بیاورد تا عطرِ آن عبایِ معطر بیاورد خاکی شده است شانهی تو تا برایِ ما قدری از آن عبایِ مطهر بیاورد هرشب کنارِ روضهای از تو گداختیم هر ناله از تو داغِ مُکرر بیاورد ما گریه میکنیم بیایی و دستِ تو سنگی برای تُربَتِ مادر بیاورد سر پیشِ این و آن نکنم خَم، تمامِ عمر ارباب رزق خانهی نوکر بیاورد اجرِ تمامِ زحمت ما را حسین داد هنگامِ مرگ چند برابر بیاورد پای حدیث منبر واعظ نشین که بُرد آنکس که دل به مجلس و منبر بیاورد ما دیده ایم لطف امامِ رئوف را از مشهدش به روضه کبوتر بیاورد شد شام هشتم جگرت سوخت،تاحرم بابا چگونه اینهمه اکبر بیاورد ما داد می زنیم برایِ دلِ شما داغِ حسین دادِ تو را در بیاورد شاعر: حسن لطفی ***
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد