نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

با تو زیباست گفت و گو آقا با تو نزدیك و رو به رو آقا وقت دل تنگی محبانت می كنی یار جستجو آقا توشه بر دوش، عاشق مسكین در پی توست كو به كو آقا كاش یك ذره شكل تو باشد رنگ آن حرف ها مگو آقا راز سرِّ مگو بگو با ما با من از غصه ات بگو آقا وقتی از راز خویش می گویی دل ز تو گیرد عطر و بو آقا ای به قربان زخم های دلت می كنم زخم تو رفو آقا دل محزون من به همت اشك با دل تو گرفته خو آقا آشنای مُحرّمت غیر از هیئت و اهل روضه كو آقا هر زمان خواستی مرا هر روز در همین خیمه ها بجو آقا راستی من شنیدم داری گریه ای خاص بر عمو آقا من شنیدم كه هر صباح و مسا تو به اشكت كنی وضو آقا من شنیدم كه اسب بی صاحب روضه خوانت شده، بگو آقا من شنیدم كه عمه ات زینب میزند بوسه بر گلو آقا من شنیدم كه نعش جدت را خون او داد شستشو آقا من شنیدم اسیریِ عمه درد را كرده زیر و رو آقا من شنیدم كه مادرت تنها با عدو بود رو به رو آقا ای امامم خدا دهد صبرت می رسد روز پرس و جو آقا می رسد روز انتقام آری روز رسوایی عدو آقا ما كنار توییم ما را هم كربلا تا مدینه جو آقا در ره یاری تو آماده تا بسازیم ز خون وضو آقا
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد