نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

دل بشكسته ی من كرب وبلای تو بود غرض از خلقت من گریه برای تو بود به تو و آبرویت نزد خداوند قسم كه همه آبرویم اشك عزای تو بود ای كه در حق تو گفتند قتیل العبرات اشك ما قطره ای از بحر عطای تو بود به دعایی كه لب تشنه به مقتل خواندی هر كه گرید به تو مرهون دعای تو بود جز تو مصباح هدی كیست كه مصباح خدا سر خونین بریده زقفای تو بود مرهم زخم تو در گریه ی پیوسته ی ماست چون نگرییم كه این گریه دوای تو بود اولین گریه كن تو پدر ما آدم اولین نوحه سرای تو خدای تو بود جان حجاج به قربان تو و حج تو باد ای كه عباس ذبیحی به منای تو بود زخم های بدنت بر جگر ماست هنوز سینه ی سوخته ی ماست كه جای تو بود
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد