نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

دلـم بـرای دیـدنت مذاب شد نیامدی چـقـدر دوری شما عـذاب شـد نیـامدی به شهر وعده داده ام كه می رسی به پیششان دوبـاره نـوكرِ شما خـراب شـد نیامـدی صدای زدی حسین را، صدا زدم حسین را تـمامِ عـمـرِ مـن پُر از جواب شد نیامدی شبِ یـتیـمِ مجتبی گذشت و من ندیدمت چـقـدر شاخـه های گل گلاب شد نیامدی شبِ علـی اكبـراست، رسید صاحبِ عزا ببین كه مـادرت ز گـریه آب شد نیامدی
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد