نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

وقتی بیانجامد به وصلِ یار مقصد دیدنیست در محضرِ محبوب، دیدارِ مجدد دیدنیست هر شب تمامِ عرشیان، او را زیارت میکنند هفت آسمان، حور و مَلَک، در رفت و آمد دیدنیست در جسم و جانِ او، خدا بهتر مُجَسَّم میشود در او تجلیِ صفاتِ حَیِ سَرمَد دیدنیست با حُسن و رویِ یوسفی از یوسفانِ فاطمه خالِ سیه، اَبرویِ خَم، زُلفِ مُجَعَد دیدنیست با مَطلَعَالفَجرِ رخش، جبریل حیرت میکند بسکه ظهورِ صادقِ آلِ محمّد دیدنیست هرکس که از ذُریهیِ زهراست، آقایِ من است تنها به زیرِ پایِ این اولاد، مَسنَد دیدنیست با چشمِ دل باید مزارِ سادهاش را بنگری قطعاً بقیعِ خاکیاش مانندِ مشهد دیدنیست فردا که ایوان و شبستان و رواقی ساختی طوفِ کبوترهایِ عاشق، دورِ گنبد دیدنیست قصدِ زیارت میکنیم از دور، قطعاً زائریم از عاشقانِ بیقرارِ صادق اِبنِ باقریم خورشید دارد اِرتِزاق از فیضِ نورِ خانهاش موسیٰ اقامت کرده در وادیِ طورِ خانهاش پیر و مرادِ انبیاست، سرچشمهیِ آبِ بقاست خضرِ نبی نوشیده از جامِ طَهورِ خانهاش اهلِ زمین، شایستهیِ خدمت به او هم نیستند بر عهدهیِ کَروبیان باشد امورِ خانهاش از برکتِ اعجازش، ابراهیم بیرون میزند با شوق، هرکس پا گذارد در تنورِ خانهاش جایِ غرور افتادگی، جایِ تجمّل سادگی شب تا سحر میبارد از سقفِ نَمورِ خانهاش طِیِ طریقم بیگمان، آغازِ معراجِ من است نزدیکِ عرشم میبرد این راهِ دورِ خانهاش بارِ سَرَم را میکِشَد بر رویِ شانه، شب به شب خیلی بدهکارم به دیوارِ صبورِ خانهاش موسی ابن جعفر، نه دَمَش عیسی ابن جعفر پرور است دستم به دامانِ مسیحِ نوظهورِ خانهاش در مشهد و در کاظمین از عمقِ جان سَر میدهم اولادِ من قربانِ اولادِ ذکورِ خانهاش آئینهدارِ پنج تن، بر خَلقِ عالَم حاکم است جانم فدایش، پنجمین جَدِّ امامِ قائم است عرضِ ارادت میکنم امّا به شکلِ دیگری تقدیمِ حضرت میکنم با جان و دل، شعرِ تَری جمعِ نبوّت با امامّت میشود کُنهِ امام آئینِ او پیغمبری، سِیر و سُلوکش حیدری در «مَا رَأَيتُ أَفقَهُ مِن جَعفَرِ» نُعمان ببین حتّیٰ ندارد دشمنش از او فقیهِ بهتری کارِ کسی جز او نباشد، اِبنِ حَیان ساختن از غیرِ آقا برنمیآید زُراره پروری از برکتِ اَنفاسِ او، کُرسیِ درسِ خاصِ او پیچیده است آوازهی فِقه و کلامِ جعفری ممنونِ قالَ الباقِر و مدیونِ قالَ الصادِقاند از مرجع و از سینهزن تا روضهخوان و منبری دیدند با چشمانِ خود، هم شافعی هم مالکی شیعه ندارد جز امامِ صادقِ خود رهبری باید بگردد هرکه در دنیاست کاهِل بر نماز در محشرِ فردا، به دنبالِ شفیعِ بهتری شکرِ خدا دَم میزنم از صاحبِ خود دَم به دَم شکرِ خدا دارم به تن، رختِ شریفِ نوکری مولا قدمگاهش همیشه قبلهگاهِ اولیاست فرزندِ او بابَالحَوائِج، مغزِ بادامش رضاست
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد