آرزوهایی که داشتم بعد تو نقشِ بر آب شد

آرزوهایی که داشتم بعد تو نقشِ بر آب شد

[ پیام کیانی ]
آرزوهایی که داشتم بعد تو نقشِ بر آب شد 
کوه رویاهای من از بعد رفتنت خراب شد 

جای شکرش باقیه با اینکه از غمت می‌سوزم 
زیر سایتم چقدر خوبه کنارمی هنوزم

دیگه دنیا بدون تو به من نمی‌سازه
هنوز می‌بینمت چشات بازه
برا تو می‌خونم لالایی

به اصرار عمه منم یه ذره آب خوردم
ببین برای تو هم آوردم 
ولی تو روی نیزه‌هایی 

(من این پایین تو اون بالا علی لالا علی لالا)۲

من می‌خواستم وایسی رو پای خودت نه روی نیزه 
همه دنیامو می‌دم تو بغلم باشی یه لحظه

تو این عالَم یه تازه عروسِ پسر مُرده 
از این و اون کتک خورده 
کی آخه انقده می‌خنده 

همش می‌گم الهی چشم حرمله کور شه 
بگو که از محمل من دور شه 
یا اینکه چشماشو ببنده

من این پایین تو اون بالا علی لالا علی لالا

این سه شعبه زندگیمو به سه قسمت کرده تقسیم 
وقتِ تیر و قبل تیر و بعد تیر خوردن به هستیم 

قول می‌دم اگه ورق برگرده و علی نمیره 
جوری لالایی بخونم حرمله هم گریه‌اش بگیره 

تلاش کردم حسین ازت بشنوه بابایی
عصای دست نیزه دارایی 
می‌بینمت بهم می‌ریزم 

قرار ما تو بزم مِی علی لالا علی لالا 

چقَدر نیزه بلند است نیفتی پسرم 
چنگ این حرمله‌ی مست نیفتی پسرم

بس کن رباب حرمله بیدار می‌شود 
سهمت دوباره خنده‌ی انظار می‌شود 

مثلاً به تو آب میدم 
مثلاً تو رو تاب میدم 
مثلاً تو صدام کردی
من با خنده جواب میدم 
مثلاً عمو برگشته 
شدم آره خیالاتی

گیرم که بپوشانمت از اهلِ خیام  
تیر بیرون زده از زیر عبا را چه کنم

یادت باشه یه بارم به من مادر نگفتی 
مراقب سرت باش از روی نِی نیفتی 

خندیدی و دلم ریخت 
دنیا روی سرم ریخت 
همین که تیرو کشیدم 
حنجر تو بهم ریخت

نظرات