نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

بازم شب قدره و بیقراری غلط میخوره رو گونههای خیسم بازم شب قدره و حاجتام و یکی یکی با گریه مینویسم حاجتایی که نزدیک یه ساله تو خاطرم مرور میشه همیشه ولی تموم حاجتای عمرم اندازه یه حاجنم نمیشه حاجتم اینه اقام و ببینم کاشکی که آرزو به دل نمونم دوست دارم از خجالتش در بیام خدا کنه ازش خجل نمونم بازم شب قدره و جات خالیه فقط غمه که جات و پر میکنه فقط نگاه مهربون تو که این دل سنگم و دُر میکنه بازم شب قدر و خودم میدونم که قدر تو نمیدونم اقا جون (من امشب اومدم بگم که دیگه پشیمونم پشیمونم اقا جون)۲ تو جامعه کبیره خوندم این و لطف خدا بسته به لطفتونه اگه تو از گناه من بگذری دیگه خدا من و نمیسوزونه کی میشه از کعبه خبر بیاد و صدا اذونت بپیچه تو گوشم برای انتقام بریم مدینه کنار تو، لباس رزم بپوشم نمیدونم کوفهای یا کربلا نمیدونم کجا عزا گرفتی به یادمون باشه آقا هر کجا که به اسمون، دست دعا گرفتی یا صاحب الزمان...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد