نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

باز هم خانه و یک بستر خون آلوده زنده شد خاطرهی مادر خون آلوده شیرمرد اُحُد افتاده، کجایی زهرا تا ببندی سرِ این حیدر خون آلوده این سر و صورت خونین شده هم ارثی شد بعد از آن کوچه و نیلوفر خون آلوده ریشهی هرچه بلا، آن در و دیوار شده سینهی مادر و میخ درِ خون آلوده مثل پهلو سرِ پاشیده زِ هم خوب نشد چه کند زینب و این پیکر خون آلوده دور زینب همه هستند، همه مَحرمها وای از کرببلا و پَرِ خون آلوده با لبانی که ترک خورده به گودال آمد بوسه زد با قدِ خم حنجر خون آلوده در سرازیریِ تل رو به روی شمر رسید چشمش افتاد به مویِ سر خون آلوده خوب شد خورد به تاریکی شب غارتها جمع شد قافلهای دختر خون آلوده میفروشند در این کوفه، سرِ بازارش گوشوار و سپر و معجر خون آلوده ***
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد