تصویر سیدرضا نریمانی - افتاده بين بستري آتش گرفته
تبلیغات نوا

افتاده بين بستري آتش گرفته

[ سیدرضا نریمانی ]
افتاده بين بستري آتش گرفته
با آتش غم، حيدری آتش گرفته

بعد از علي دانست تنها چاه كوفه 
راز قديمي پري آتش گرفته

باور نمي‌كردند مردم تا به امشب 
افتادن نام‌آوري آتش گرفته

زينب كنار بستر او بغض كرده 
افتاده ياد مادري آتش گرفته

ديدند در چشمان حيدر حلقه ميزد 
اشك وصال همسري آتش گرفته

پايان قصه ميرسد با فرق خوني
ساقي كنار كوثري آتش گرفته

مرهم ندارد زخم او، جز چادري كه
خاكي شده پشت دري آتش گرفته

با کاسه‌های شیرشان ایتام کوفه 
دارند داغ سَروری آتش گرفته

راز مگويش با حسين، عباس، زينب 
حاكي شد از برگ و بري آتش گرفته

راز مگويي كه در آن يك خيمه بود و 
در بين خيمه خواهري آتش گرفته

اي ابرهاي كربلا باران بباريد 
روي زمين موي سري آتش گرفته

كار از هجوم آتش و دامن گذشته
انگار پاي دختري آتش گرفته

با جيغ يك كودك سريعاً عمه فهميد 
در پشت خيمه معجري آتش گرفته

هي بوسه بر ميداشت لبهاي كبودي 
از پاره‌هاي حنجري آتش گرفته

*****
شاعر : مسعود اصلانی

*******

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه سیدرضا نریمانی امیرالمؤمنین (ع)(شهادت‌ها)

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه امیرالمؤمنین (ع)(شهادت‌ها)

محبوب‌ترین‌های امیرالمؤمنین (ع)(شهادت‌ها)

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد