بابا، تو قفسِ نیزه و خنجر

بابا، تو قفسِ نیزه و خنجر

[ حاج حسن خلج ]
بابا، تو قفسِ نیزه و خنجر 
پرپر زدی میون لشگر 

زمین زدی باباتو آخر، بابا 
بابا، نمی دونم خوابم یا بیدار 

چی می بینم با چشمایِ تار 
از بدنت كم شده انگار، بابا 

گُلِ بهارِ عمرم، تو رو ز ریشه كندن 
پاشو ببین بابارو، نشون میدن می خندن 

كُشتن منو هزار بار، جیگرمو سوزوندن 
نیزه زدن به پهلوت، نیزه شونو شكوندن 

علی، رو شونه كوهِ غم گذاشتی 
تو خون چشاتو هم گذاشتی 

داغتو رو دلم گذاشتی، پسرم 
علی، برایِ اینكه من ندم جون 

زینب دویده توی میدون 
عمه تو برگردون علی جون، علی 

تا برسم كنارت، دلم قدم قدم ریخت 
تا بغلت گرفتم، وضع تنت بهم ریخت 

توی عبا می چینم، هر عضو پیكرت رو 
چی بگم ای عزیزم، جوابِ مادرت رو 

جوانان بنی هاشم بیایید 
علی را بر در خیمه رسانید 

خدا داند كه من طاقت ندارم 
علی را بر در خیمه رسانم 

بگویید مادرش لیلا بیاید 
تماشایِ قد اكبر نماید

پربازدید ترین زمزمه محرم و صفر حضرت علی اکبر (ع)

محبوب ترین محرم و صفر حضرت علی اکبر (ع)

محبوب ترین حاج حسن خلج

نظرات