بادیدن تو آتیش گرفتم، یه کم آروم باش

بادیدن تو آتیش گرفتم، یه کم آروم باش

[ مجتبی رمضانی ]
بادیدن تو آتیش گرفتم، یه کم آروم باش
تا دق نکردم، تا جون ندادی، بلند شو داداش

بلند شو از رو این بدن جون زینب
انقده تو سرت نزن جون زینب

دارند نگاهت می‌کنند بی‌حیاها
گریه نکن آقای من جون زینب

هرکاری می‌کنم کنار نمی‌ری
حاضرم جون بدم آروم بگیری
ترس خواهر اینه تو هم بمیری

من می‌افتم رو پای تو
کمتر شه ناله‌های تو
جانم، جانم ...

مدام می‌خونی علی علی جان صدات می‌لرزه
برات بمیرم عصا نداری، پاهات می‌لرزه

هواشو دارن به خدا جوونامون
می‌آرنش به خیمه‌ها جوونامون

غصه نخور هلهله شد توی میدون
تو خیمه می‌گیرن عزا جوونامون

این همه گریه‌کن تو لشکرت هست
تسلیت بوی داغ اکبرت هست
مادرش نیست می‌بینی، خواهرت هست

چهره‌ات خسته است رنگت زرده
داغ فرزند پیرت کرده

میون خیمه زبون بگیر با خیال راحت
غریبه‌ای نیست بخواد بخنده به آه و ناله‌ات

دست می‌کشی سر و روشو داد بی‌داد
می‌بینی زخم پهلوشو داد بی‌داد

وا می‌شه از هم دوباره مواظب باش
چقدر می‌بوسی ابروشو 

ارباً ارباً رو تو عبا گذاشتی
از روی خاکا وقتی برمی‌داشتی
فکر کنم چندتا تیکه جاگذاشتی

خیلی باید بیشتر باشه
تا این پیکر اکبر باشه

نظرات