نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

علی اکبر جان بابایی زخمی روی خاک صحرایی بابا با جسمت چیکار کردن قطعه قطعه ارباً اربایی کنار جسم تو عزیزم شده زمینگیر پدر تو دور و برم رو خاک صحرا ریخته تموم پیکر تو (علی، ولدی علی) 2 *** صورت رو صورتت میذارم تو رو بین عبا میذارم باقیش روی خاکا میمونه هر جا از جسمت رو بردارم لخته خونای توی حلقت راه نفسهاتو میبندن داغ تو اشکمو در آورد اینا به چی دارن میخندن پاشو، پا شو علی جون اومد، عمه به میدون (علی، ولدی علی) 2 *** تو را از حرم تا جدا کردند خودم دیدم کوچه وا کردند چقدر بابا مادری بودی که رو پهلوت نیزه جا کردند ***
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد