نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

آه پسرم پسرِ حسن، قرصِ قمرم تو رو چجوری خیمه ببرم؟ آه پسرم لالهی شکستهی حسن دل عموت رو آتیش نزن پاشو همه چشم به راهتند عزیز دلم قاسم بسکه زدنت، روی بدنت جای سالمی نمونده دیدن تن بیرمق تو جونمو به لب رسونده ای نوجوونِ پَرپَر من (پسرِ برادرِ من) 2 جونِ منی چرا داری دست و پا میزنی؟ مثل پدرت خونین دهنی جونِ منی، پسرم تا شنیدن از تو کوفیا رجز أنا ابنُ مجتبی آماده شدند که بیهوا تو رو بزنند قاسم بسکه زدنت، هرجای تنت مثل مادرم کبوده دور و بر تو انگاری پُر از قنفذ و مغیره بوده ای نوجوون پر پر من (پسر برادر من) 2 دل بریدی به آرزوهات آخر رسیدی مثل عمو جونت قد کشیدی قد کشیدی، پسرم تو کمین تو نشستن و سرت رو با سنگ شکستن و راهِ نفسهاتو بستن و افتادی زمین قاسم بسکه زدنت رنگ پیرهنت، سرخه مثل باغ لاله انقده رو خاک زیر و رو شدی، بردن تنت محاله بسکه زدنت، هرجای تنت مثل مادرم کبوده دور و بر تو انگاری پُر از قنفذ و مغیره بوده ای نوجوون پر پر من (پسر برادر من) 2
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد