آه پسرم، پسرِ حسن، قرص قمرم
ابوذر بیوکافیپسندیدن30
بازدید4.4K
((آه پسرم، پسرِ حسن، قرص قمرم)۲ تو رو چجوری خیمه ببرم؟ آه پسرم)۲ (لالهی شکستهی عسل، دل عموتو آتیش نزن)۲ پاشو همه چشم به راهتن، عزیزدلم قاسم بس که زدنت، روی بدنت جای سالمی نمونده دیدن تن بی رمقِ تو جونم و به لب رسونده (ای نوجوون پر پرِ من، (پسر برادر من)۲)۲ ((جون منی، چرا داری دست و پا میزنی؟)۲ مثه پدرت خونین دهنی، جون منی)۲ تا شنیدن از تو کوفیا، رجز اَنا ابن المجتبی آماده شدن که بی هوا، تو رو بزنن قاسم (بس که زدنت، هر جای تنت مثل مادرم کبوده)۲ دور و برِ تو انگاری پر از قنفذ و مغیره بوده (ای نوجوون پر پرِ من، (پسر برادر من)۲)۲