
یا اباعبدللّٰه، یا اباعبدللّٰه... آنان که عشق را، برملا کنند تا قلب خَلق را، مبتلا کنند آنان که خاک را، کیمیا کنند به کربلا رسیدند سرِ قرارِ با خدا رسیدند سُلالههای مصطفیٰ رسیدند همه جانبهکف، همه جاننثار همه ذوالفنون، همه ذوالفقار با هفتادو دو تن، با هفتادو دو یار با هفتادو دو شیر، شیرانِ کار و زار همه پروانهی دورِ سیّدالاَحرار ابیعبدللّٰه، ابیعبدللّٰه... **** صاحبلِوای انقلابِ عشق اذنِ دخولِ فتحِ بابِ عشق عالیجنابِ مستجابِ عشق گرهگشا اباالفضل پناهِ اهلِ خِیمهها اباالفضل عَلم زده به کربلا اباالفضل اسمهُ دواء، ذکرهُ شفاء ناصرالحسین، حاملَاللِّواء شیرِ شیرِ خدا، فرزندِ لافتیٰ هم وارثِ علی، هم جانِ مجتبیٰ سایهاش پناهِ زینبِ کبریٰ ابیعبدللّٰه، ابیعبدللّٰه... **** صبحِ سپیدِ شامِ کربلا مَسندنشینِ باب کربلا آمد که مُهرِ نام کربلا شود به نامِ زینب قیامِ کربلا قیامِ زینب حسین میشود تمامِ زینب یاورِ حسین، خواهرِ حسین تیغِ در نیام، حیدرِ حسین فخر المخدّرات، تاجِ سرِ حسین خاتونِ کربلا، پیغمبرِ حسین مادهشیرِ بیمثالِ لشکرِ حسین جان خانم زینب، جان خانم زینب...