نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

فردا روز جنگه، ای سرباز کوچک روز امتحانِ سختیه بلا شک حالا که جداله، بین حق و باطل فی هذا المُخَیَّل کَیفَ الموتٌ عِندَک فردا میگیرم عمو مرگو بغل میرم میدون که بفهمن کیه یَل شیرینه جون دادن برای من اَلموْت عِندی اَحلیٰ مِنَ العَسَل من خطر میکنم و سینه سپر میکنم اگه سر برای تو ندم ضرر میکنم خون به پا میکنم، اصلاً ادعا میکنم یا علی میگم و تجدید قوا میکنم اینجوری نوشتن رُواتِ موثق شد تکرار صفین در میدان محقق کُشته روی کُشته پشت پای قاسم پیکر روی خاک و سرهاشون معلق مثل نوجوونیای قمره قاسم اومده به رَمیِ جَمَره شمشیر دست بگیره کافیه فقط تا عباس ببینه و حظ ببره یه تشر میزنه، چند نفر رو سر میزنه ریشهی ازرقو داره با تبر میزنه یه نفس میزنه اَشقیا رو پس میزنه عمر سعد متحیر شده دست میزنه
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد