
لشکر عدو فراری شده از جذبِ هیبت حضرت قاسم عمّه زینب از تو خیمه میگه آفرین به غیرت حضرت قاسم دوباره زنده شد انگار شیر جمل واسه پیکار آره جواب میده قطعا آموزشای علمدار اِن تنکرونی رجز رو لباشِ لشگر دشمن داره از هم میپاشه هرکی یه ضربه میخوره توی میدون از اون به بعد دیگه نمیتونه پاشه (یا قاسم ابن الحسن)۶ نوجوون حسن ابن علی مث یه شیر اومده وسط میدون اون کسی که مصافش بره میره روی کوهی از جسد بی جون نوهی فاتح خیبر میزنه به دل لشگر عدو با سر میاد امّا برمیگرده بدونِ سر ازرق شامی شده رنگش چرا زرد؟ این قاسم ابن الحسن بی هماورد با فن و رزمش وسط میدون جنگ یاد علی و حسنُ زنده میکرد یا قاسم ابن الحسن