
از عمر ما دوباره بی تو گذشت سالی آه ای مُحَوِلَ الحال از ما بپرس حالی حالی نمانده بی تو، هِجران زمینمان زد دنیا برایمان شد مثل سیاهچالی امسال هم شبیه آن سالیان قبلی ما لاف عشق بودیم، کردیم قیل و قالی آنگونهای که باید، گریانِ تو نبودیم گشتیم مبتلا به ایام خشکسالی چشم تَری که دادی، خرج گناه کردیم لغزید پایمان رفت دنبال خط و خالی بار تو را نبردیم، از دوریات نَمُردیم ما کردهایم آقا عادت به بیخیالی در ما صدا زیاد و در ما وفاست اندک بشکن که نیست لایق این کوزهی سفالی دلگیر و ورشکسته برگشته با ندامت این بندهی فراری، این عبد لااُبالی ما حالمان گرفته، برگرد و خوبمان کن تو عبد روزگاری، تو عشق لایَزالی امشب دلم هوای میخانه کرده ساقی بودم نجف گر امشب، میشد چقدر عالی نام علی غم از دل برداشته همیشه مستِ علیست والله هر نطفهی حلالی ساعات خوب ما در این روضهها گذشته سال جدیدمان هم آقا بده مَجالی دردِ فراق داریم، میلِ عراق داریم دلتنگِ کربلاییم، یا سَیِدُالمَوالی به لطف نام زینب، با گریه بر رقیه آقا هنوز با تو داریم اتصالی ای کاش که مُحَرَم را باز هم ببینیم ما زیر پرچم عشق داریم عشق و حالی بعد از عمو اباالفضل خولی جسورتر شد شیر از نفس که افتاد، گستاخ شد شُغالی زنهای محترم را پوشیهها ربودند هم گوشواره بردند از طفل خردسالی زینب میان گودال، مظلوم و دستتنها با گریه بوسه میزد بر جسم پایمالی ***** خواهش میکنم برید کنار که من خودم خاکش میکنم انگار اومد بر قلب من فُرود خنجری که سرتو از پیکرت رُبود اونی که سر از تنت برید فکری به حال دل زینب نکرده بود رگاتو میبوسم، گلوتو میبوسم توروخدا، دست و پا نزن عذاب کردنت، منعِ آب کردنت شبیه گندم رِی آسیاب کردنت