رَه به سوی تو به جز خوف و رجا نیست که نیست

رَه به سوی تو به جز خوف و رجا نیست که نیست

[ سیدمهدی حسینی ]
رَه به سوی تو به جز خوف و رجا نیست که نیست 
توشه‌ی امن به جز اشک و دعا نیست که نیست

دعوت از اهل گُنه شد که بیایید همه
بهترین از این خبری بر فقرا نیست که نیست 

لطفِ تو خوانده مرا ورنه خودت می‌دانی
بی‌سر و پا‌تر از این بی‌سر و پا نیست که نیست
 
با اشاره به سویم لب بگشودی که بیا 
هیچ وقت روی لبان تو نیا نیست که نیست 

باطن هر عملِ خیر، حسین است حسین
باطن روزه به جز حبّ شما نیست که نیست 

بر کویر لبِ ما وقت اذان مغرب
برتر از ذکر حسین‌جان به‌خدا نیست که نیست 

مجلس روضه‌ی تو جنّت ما می‌باشد 
جنّت بی تو حسین غایت ما نیست که نیست

عاقبت سوی حریم تو پناهنده شوم 
اَمن‌تر از حرم کرب‌و‌بلا نیست که نیست 

نوکریِ حَرمت پادشاهیِ دو سراست
منصبی بهتر از این بهر گدا نیست که نیست

خرده بر سینه‌ی عریان و رخ سرخ مگیر
درک وادیِ جنون بر عُقلا نیست که نیست

در تَه گودیِ گودال نکردی شِکوه 
مسلخ عشق که با چون و چرا نیست که نیست

سین، نون، یاء و حاء، بد بهمت ریخته‌اند
هرچه گشتم به‌خدا چند هجا نیست که نیست

پربازدید ترین شعر اول سیدمهدی حسینی محرم و صفر مناجات با خدا

پربازدید ترین شعر اول محرم و صفر مناجات با خدا

محبوب ترین محرم و صفر مناجات با خدا

محبوب ترین سیدمهدی حسینی

نظرات