
خواهش ما، گرچه گستاخانه است رزق مهمانیهای تو، شاهانه است ای خدا با تهیدستی، به این در میزنم خرج من، بر دوش صاحبخانه است گرچه گوش من بدهکارت نشد گوش تو بر سائلی پر چانه است آبرودار، آبرویم را نریخت اینهمه شرمندگی، شکرانه است فاطمه افطار ما را میدهد نان و ریحان، لقمهی ریحانه است گریه بر زهرا، لطیفم کرده است طفل مادر، با همه بیگانه است (یا امین الله، دورم از بقیع اشکهایم در نجف، بیعانه است)۲ حج علی میزان علی محشر علی هر که عبد تو نشد، دیوانه است روزه یعنی تشنگی یعنی حسین مستیه عشاق بی پیمانه است اصغرش از تشنگی، غش کرده بود سوز گرما، قاتل پروانه است سمت میدان برد، سیرابش کند حرمله دستش، به تیر شانه است مادرش در خیمه با دلواپسی بیقرار آن یکی یکدانه است فکر قبر کوچکی کرده حسین چون حرم بی اصغرش، ویرانه است