
میخوام غصّههام با تو درمون بشه میخوام بغضمو پیش تو وا کنم پیش تو دائم کنار منی نمیشه گناهم رو حاشا کنم تو گفتی بیا و منم اومدم که حرفامو با روسیاهی بگم بیاه از تَه دل تمنّا کنم الهی الهی، الهی بگم بازم زیر بارون لطفِ تواَم بهت رو زدم با همین چشم تر بسوزون منو توی آتیش ولی جلو فاطمه آبرومو نبَر آخه گریهم از ترس آتیش نیست با دوری از آقام عذابم نکن بیا جانِ حیدر پناهم بده بیا جانِ زهرا خرابم نکن گناهام کاری شد و آخرش مجالِ حرم اومدن رو گرفت بذار بغضو با روضه درمون کنم همین روضهها دست من رو گرفت درسته منو ول نکردی ولی منو میکُشه این خجالت حسین الهی بمیرم تو این روضهها پای غصّههای سه سالهت حسین تو رفتی و دیگه غرورم شکست عمو رفت و هیچ کس پناهم نداد غروبی تو این کوچهی روبهرو توی بازی هیچکی راهم نداد بشین حرفامو دونه دونه بگم کبودیِ زیر چشامو ببین ندیدی یه کم سخته راه رفتنم نبودی من از ناقه خوردم زمین از اینجا دیگه هر کسی میگذره منو هِی نشون میده آخه چرا؟ میدونم چرا زخمه لبهات ولی موهات بوی نون میده آخه چرا؟ بعیده دیگه خواب به چشمم بیاد بعیده دیگه حال من خوب بشه بابا دست و پام خیلی درد میکنه بابا پهلوهام خیلی تیر میکِشه