نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

ای خطاپوش، خطاکارِ تو باز آمده است وا کن آغوش گنهکار تو باز آمده است هر کجا رفت جز این در به درِ بسته رسید پشت در مانده به دربار تو باز آمده است رفت سربار کسی غیر تو باشد که نشد پهن کن سفره که سربارِ تو باز آمده است به خریداریِ یوسف همه جا رفت و نبود با کلافی سر بازارِ تو باز آمده است روزهداری که شده تشنهی مَن لی غَیرُک بر سر سفرهی افطارِ تو باز آمده است گرم سبحانکَ یا مومن و یا وهّاب است با اَجِرنای مِن النّار تو باز آمده است لا تؤاخذنی و لا عشق چو با سوء عمل سرِ این کوچه بدهکارِ تو باز آمده است قدر را قدر ندانست و پشیمان برگشت وا کن آغوش، گنهکارِ تو باز آمده است
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد