تصویر ابوذر بیوکافی - سائلم؛ بی‌پناه و پُردردم

سائلم؛ بی‌پناه و پُردردم

[ ابوذر بیوکافی ]
سائلم، بی‌پناه و پُردردم
کوله‌بار گناه آوردم
رفتم، از رفتنم پشیمانم
آمدم تا دوباره برگردم

آمدم تا مرا نگاه کنی
دور از زشتی و گناه کنی
آمدم تا به برکت گریه
بنده‌ات را تو سربه‌راه کنی

هرچه کردم، خدا غلط کردم
رفته‌ام هر کجا، غلط کردم
من همان بنده‌ی خطاکارم
عوض هر خطا، غلط کردم

من دمار از خودم در آوردم
دلی از غصه مضطر آوردم
بهر بخشیدنم به درگاهت
گریه بر شاه بی‌سر آوردم

شب جمعه‌ست، بی‌قرارم من
حال و احوال گریه دارم من
روضه‌خوان از امام حسین بگو
همدمی جز حسین ندارم من

نامش آمد، شدیم همه گریان
سینه لبریز غصه از هجران
یک‌صدا، یک‌نفس، همه باهم
السلام علیک یا عطشان

السلام ای شهید عاشورا
ای تنت رفته زیر مرکب‌ها
رأس تو روی نیزه بود ولی
پیکرت مانده بود در صحرا

همه‌ی نیزه‌ها رسید به تو
خولی بی‌حیا، رسید به تو
وسط آن همه پیاده‌نظام
ده سوار از کجا رسید به تو؟!

بدنت بین خاک و خون گم شد
خون‌بهایت دو کیسه گندم شد
سر تو رفت و بین هر کوچه
هدف سنگ‌های مردم شد

از غمت رنگ آسمان خون است
دلِ غم‌بارِ عمه‌جان، خون است
آه هر صبح و شام از داغت
دیده‌ی صاحب الزمان خون است

ای دل از ساعت قرار بگو
کمی از رونق بهار بگو
بین این گریه‌ها بیا امشب
از غریبی و هجر یار بگو

ماه شب‌های بندگی برگرد
روشنی‌بخشِ زندگی برگرد
خسته‌ایم از نبودنت آقا
رافع هرچه خستگی برگرد

ای به شب‌های ما سحر برگرد
وارث خیبر، از سفر برگرد
تو که از حال ما خبر داری
صبح یک روز، بی‌خبر برگرد

شاعر: آقای پوریا باقری

پربازدید‌ترین‌های شعر اول ابوذر بیوکافی مناجات با خدا(سایر موضوعات)

پربازدید‌ترین‌های شعر اول مناجات با خدا(سایر موضوعات)

محبوب‌ترین‌های مناجات با خدا(سایر موضوعات)

محبوب ترین‌های ابوذر بیوکافی

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد