نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

به جز از علی نباشد به جهان گرهگشایی طلبِ مدد از او کن چو رسد غم و بلایی چو به کار خویش مانی درِ رحمتِ علی زن به جز او به زخم دلها ننهد کسی دوایی ز ولای او بزن دَم که رها شوی ز هر غم سر کوی مکان کن بنگر که در کجایی بشناختم خدا را چو شناختم علی را به خدا نبردهای پِی اگر از علی جدایی علی ای حقیقت دین علی ای ولی مطلق تو جمال کبریایی تو حقیقت خدایی نظری ز لطف و رحمت به من شکسته دل کن تو که یار دردمندی تو که یار بی نوایی ***** حیدر امام ما و حیدر امام قنبر قنبر غلامِ حیدر، ما هم غلام قنبر خدمت به مرتضی را لایق نبود هرکَس مرغِ سعادت اما پر زد به بامِ قنبر هرکس به خدمت خود جایی مقام دارد او زیر پای حیدر ما زیر گام قنبر او احترام دارد از احترام حیدر ما احترام داریم از احترام قنبر القصه ما کجا و درک مقام حیدر مائیم و آرزوی درک مقام قنبر ***** امشب هوای باغ نگاهم بهاری است واژه به واژه کار دلم بیقراری است باران و رود و چشمه و دریا قلم شدند برگ درخت و بال مَلَک دفترم شدند بیتابم امشب و تب شعری گرفتهام با جمع شاعران شب شعری گرفتهام سعدی نگاه کن به رخش باز جان بگیر ازباغ های نخل علی بوستان بگیر حافظ بیا و شاعر این بارگاه باش یعنی غلام شاه جهان باش و شاه باش پژواک بینهایتِ خورشید نور او ای مولوی ز شمس جمالش بگو بگو... شیر خدا و رستم دستانم آرزوست چون نام رستم آمده اینبار وقت اوست فردوسی! از شکوه نبردش چه دیدهای آیا شجاعت علوی را شنیدهای قطبین عالم است سر تیغ ذوالفقار از ضربههای دستش لا یُمکنُ الفِرار نیما برای پیرهنش شعر نو بگو از سادگیش از نمک و نانِ جو بگو او از هجوم زخمِ زبان خون به دل شده سهراب در مسیر علی آب گل شده ****** گفتم که علی گفت بگو سِرُّ الله گفتم که علی گفت بگو عینُ الله گفتم که به وصفش چه بگویم گفتا لا حَولَ وَلا قوّة اِلّا بالله
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد