نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

به جز از علی نباشد به جهان گرهگشایی طلب مدد از او کن چو رسد غم و بلایی چو به کار خویش مانی، درِ رحمت علی زن به جز او به زخم دلها ننهد کسی دوایی زِ ولای او بزن دَم که رها شوی زِ هر غم سر کوی او مکان کن بنگر که در کجایی بشناختم خدا را چو شناختم علی را به خدا نبردهای پی اگر از علی جدایی علی ای حقیقتِ دین، علی ای ولیِ مطلق تو جمالِ کبریایی، تو حقیقتِ خدایی نظری زِ لطف و رحمت به منِ شکسته دل کن تو که یار دردمندی، تو که یار بینوایی علی علی، علی علی... باور نمیکنم که دلیلش حماقت است بابا بدگویی از علی بهخدا از حسادت است حیف از علی که با کس و ناکس قیاس شد آخر میان آتش و دریا چه نسبت است! این که علی وصی پیمبر شده است و بس چندین دلیل داشت یکیشان عدالت است این که علیست همسر دردانهی نبی چندین دلیل داشت یکیشان شرافت است این که علی میان اُحد ماند یک تنه این که فرار کرد فلانی روایت است مولای ما فرار نمیکرد وقت جنگ غیر از شجاعت آن چه علی داشت غیرت است این که یگانه فاتح خیبرشکن علیست معیار زور نیست که حرف از لیاقت است این که به زور آتش و تیغ و طناب هم بیعت نکرده است همین هم فضیلت است او را که هست تحت کسای پیامبر دیگر چه حاجتی به ردای خلافت است مشرف به مسجد است درِ خانهی علی او را چه احتیاج به کاخ و عمارت است جز بین دستهای یداللهیِ علی هر جا که رفته حکم خلافت خیانت است از احمد ابن حَنبل در مسند آمده است فضل علی زیادتر از فضل امّت است ابن ابِی الحدید نوشته است این علی از هر طرف که مینگرم دور از آفت است قول بخاری است به اقرار او علی مشرفترین خلق خدا بر قضاوت است بر هر که جز علی بدهند این صفات را کذب است، سرقت است، دروغ است، غارت است آن عدّه که معاویه باشد امیرشان عریان فرار کردنشان هم مهارت است آن عدّه که معاویه باید امیرشان از چشمشان امام علی بیسیاست است اما برای هر که علی را شناخته تعریف راستینِ سیاست، صداقت است فرقی بزرگ بین علی و معاویه است فرقی که در دو واژه مرگ و شهادت است آری فرزند ارث از پدرش میبَرد علی ارثی به جا گذاشت که نامش ولایت است آری یزید کیست؟ سیاهیِ مطلق است اما حسین کیست؟ چراغ هدایت است نگذاشت شیعه پا به روی سنّتِ نبی با این حساب شیعه فقط اهل سنّت است علی علی، علی علی... **** ای دو جهان مسخّر منطق آسمانیات غدیر بود مبداء رهبریِ جهانیات غدیر بود خوشترین لحظه زندگانیات ای فدای بهترین لحظهی زندگانیات ای فدای خنده و لحظهی شادمانیات مولا مولا مولا، مولا مولا علی... مِهر که سر زد از افق به عشق روز هجدهم رایت افتخار زد الیوم اَکمَلتُ لکم داد به دست عاشقان ساغری از غدیر خم من فدای تو و آن لحظهی بیعت غدیر ای خوش به حال ما که به ما شد علی امیر مولا مولا مولا، مولا مولا علی... غدیر اوج رأفت و قدرِ تو بود یا علی غدیر شد زِ فیض تو قبلهی اولیاء علی غدیر را تو دادهای روشنی و صفا علی روزی که ذوالفقارِ تو سر در نیام کرد شمشیر ابرویت همه را قتلعام کرد یا مظهر العجائب و یا والیَ الولی صلّ علی محبّک یا مرتضی علی مولا مولا مولا، مولا مولا علی... دل تشنهی جامی از غدیر خم بود در وادی اوصافِ تو سردرگم بود خواندند تو را فاتح خیبر اما بالاتر از آن فتحِ دلِ مردم بود نبی را در غدیر خم علی بگرفت روی دست ولی من روی دست خود علیاصغر آوردم
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد