تصویر حنیف طاهری - چون عدالت خجسته کار علیست

چون عدالت خجسته کار علیست

[ حنیف طاهری ]
چون عدالت خجسته کار علی‌ست 
تا که عدل‌ست روزگار علی‌ست 

بندگی خدا و خدمت خلق 
در عیان و نهان شعار علی‌ست 

سر نمی‌پیچد از قضای خدا 
گرچه عالم در اختیار علی‌ست  

شب تاریک کلبه‌ی فقرا 
روشن از پرتوِ عذار علی‌ست 

بود چون دوست‌دار آزادی 
خلق آزاده دوست‌دار علی‌ست 

قهرمانی چو مالک اشتر 
مرد جانباز کارزار علی‌ست 

زرهش در نبرد پشت نداشت 
پشت کردن به جنگ عار علی‌ست

زرهم پشت ندارد، به تو پشتم گرم است
بی‌زره بعد تو با خصم گرانم چه کنم؟

تو به یک شهر فقط در به رُخم باز کنی
گر نمانی تو و من بی تو بمانم، چه کنم؟

لیک بر من هر قدر بیداد رفت 
تا تو را دیدم همه از یاد رفت 

زد به جان آتش مرا افسردنت
 با جسارت سوی مسجد بردنت  

دیدمت در کینه‌ی اهریمنان 

دیدم آن‌جا بازی تدبیر را 
روبهی بسته است دست شیر را  

گفتم ای حق نمک‌ نشناخته 
دین علم کرده، به قرآن تاخته 

ای تو قلب قبله خون کرده چرا
سوی مسجد می‌کشانی قبله را 

هر که باشد اهل قبله گوئیا 
قبله این‌ست و منم قبله‌نما 

آن که آمد از درون کعبه، اوست 
تا بدانند اوست مغز و کعبه، پوست 

قبله بهر قبله باشد روی او 
کعبه قامت بسته بر ابروی او

ای زده آتش به جان خشک و تر 
وی ز کفر ابرهه دینت بَتَر  

او به خانه تاخت از اهریمنی 
تو به صاحب‌خانه داری دشمنی 

این‌که بستی دست او را حیدرست
فاتح بدر و حنین و خیبرست 

ذوالفقار خود اگر بیرون کشد  
مرگتان از خون مگر بیرون کشد 

او کلید فتح‌ها در مشت داشت 
او زره در جنگ‌ها بی‌پشت داشت 

دست‌هایی را که صدها بت ‌شکست  
کس نمی‌بندد به غیر از بت‌پرست 

تا نکردم سر به سوی آسمان 
آسمان را باز کن از ریسمان 

یافتم میقات من پشت در است
حفظ ربُّ البیت از حج برتر است 

رمی شیطان کردم از امر جلیل 
تا بگیرم کعبه از اصحاب فیل 

سعی کردم تا نماند فاصله 
از صفا تا مروه کردم هروله 

حج من رخسار حیدر دیدن‌ست 
طوف من دور علی گردیدن است 

آنقدر ای قبله‌ی بیت الحرام 
دور تو گشتم که شد حجم تمام

من مست مرتضایم و یادم نمانده است
 اصلا کدام دست برای علی شکست

رها نکردم علی جان تو را در آن کوچه
اگرچه بر اثرش استخوان نمانده مرا  

خودم در آینه خود را به جا نیاوردم 

اندر آن لحظه‌ی حساس علی تنها بود
خانه تحت نظر و کوچه پر از اعدا بود

هیچ‌کس یاری این سید مظلوم نکرد
از علی آن‌که دفاع کرد فقط زهرا بود 

نبریدش، یار دارد
نزنیدش بار دارد

دنبال او دوید که او را رها کنید    
دامان او گرفت که نگذارمش ربود

ای کاش ختم قائله می‌شد به آن‌چه رفت 
اما هنوز اول کار مغیره بود 

تنها نه یک مغیره، که هر کس به هرچه داشت 
آورد ضربتی به تن اطهرش فرود

پربازدید‌ترین‌های شعر مدح حنیف طاهری امیرالمؤمنین (ع)(اعياد و ولادت‌ها)

پربازدید‌ترین‌های شعر مدح امیرالمؤمنین (ع)(اعياد و ولادت‌ها)

محبوب‌ترین‌های امیرالمؤمنین (ع)(اعياد و ولادت‌ها)

نواها‌یی با همین ‌شعر

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد