
بعدِ بسمِ اللهِ ما هست تعالیٰ زینب آیت الله علی، آیتِ عُظمیٰ زینب هاجر و آسیه نه، مریم و حوّا هرگز بنویسید فقط حضرتِ زهرا زینب خرجِ یک صفحه از اوصاف بلندش شده است که فقط نقش کنَد جوهر دریا زینب زینتی داشت اگر، نام علی نامش بود خوب گفتند که ای اُمِّ اَبیها زینب هرچه گفتیم از او در خورِ شأنش، هیهات! هرچه خواندیم خدا گفت که حاشا زینب کربلا کرب و بلا نیست فقط بیزینب کربلا کرب و بلا هست فقط با زینب ذوالفقار علوی پیش دَمش کم آورد آن که زد ریشهی هر کاخ ستم را زینب مرتضیٰ گفت تویی فاطمه یا اینکه منی؟! نفَست گرم به هر خطبهی غرّا زینب کس ندیدهست تو را، خاصیّت نور شماست هست هر جلوهی حق دیدنی اِلّا زینب نور که سایه ندارد که به آن دیده شود چشم محجوب کجا، نور معلّا زینب ظلمتی هم اگر آمد که شما جلوه کنید که ببینند چه کردهست به دنیا زینب قدم اوّل خود را سرِ دنیا زدی و قدم بعد روی زانوی سقّا زینب نسل در نسل همه نسل حسینیم اگر هفت پُشتم همه گفتند فقط «یا زینب» سینهی ماست حسینیّهی غمهای دلش نفَس ما، جگر ما، تپش ما، زینب ***** مهریهی مادر تو بِهِت حروم شد حسین کار تو موند ناتموم، روز تموم شد حسین از قصد صورت تو رو رُو به نجف میکنن سه ساعته نمیکُشن، وقت تلف میکنن به یاد بدر میزنن به یاد مرتضیٰ علی تو رو چقدر میزنن یاد حُنِین میزنن هر دفعه دور قتلگاه بگم حسین میزنن حسین...