نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

باید برای حال زارم ناله سر کرد یا لااقل این شام ظلمت را سحر کرد وقت گرفتاری تو را خواندن هنر نیست آنکه همیشه خوانده نامت را هنر کرد فهمیدهام از اِنَ الانسان لفی خُسر هر کس که از یاد تو غافل شد ضرر کرد دیروز اهل اشک و استغفار بودم امروز اما معصیت بر من اثر کرد مردم همه خوابند و من بیدار و بی تاب دیدی مرا عشق تو آخر در به در کرد شرمنده از بار گناهم بودم اما بخشندگی هایت مرا شرمنده تر کرد کارم گره خورده است دیگر مطمئنم باید حسین بن علی را با خبر کرد دور گناه و معصیت را خط کشیدم از آن شبی که فاطمه بر من نظر کرد تا دید از جای دگر خیری ندیدم ما را گدا و سائل این دور و بر کرد راه هزاران ساله را یکروزه طی کرد یک روز هر کس سمت شش گوشه سفر کرد میرفت زینب پا به پای آن سری که منزل به منزل بر فراز نی سفر کرد یک جا میان طشت و یکجا بینگودال یکجا هم از بازار شامیها گذر کرد *******
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد