نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

اشکمو ببین بیا عمّه رومو نزن زمین نگو انقدر تو خیمهها بشین وای، وای، وای سایهی سرم برام مثل زندون شده حرم عموم تنها مونده بذار برم وای، وای، وای نمیخوام بازم یتیم شم پشیمون از زندگیم شم مثل اصغر، مثل قاسم میخوام که ذبح عظیم شم دوست دارم بشم بلاگردونش خودم بشم قربونش عمو غریبه دوست دارم برم توی آغوشش بابا بگم تو گوشش عمو غریبه واویلا عمو جونم ...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد