نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

آغوش بگشا بندهات آمد دوباره مهمان سر افکندهات آمد دوباره درماندهای که از کسی خیری ندیده آنکه برایت دردسر دارد رسیده شیطان چه ماهر بود در راهم کمین زد آخر به هر نحوی شده منرا زمین زد بگذارم به روی دامنت سر راهم بده چون که ندارم جای دیگر دور تو را با بیحیایی خط کشیدم از نارفیقانم ولی منت کشیدم جایی که رفتم بدترین آدم نرفته گرچه تو یادت رفته من یادم رفته یک عمر کج رفتم بزن اصلا غضب کن امام مرا مخفی از این مردم ادب کن سرپیچی از تو کردم وتیرم خطا رفت حالا شدم بی آبرو عفوت کجا رفت ناخواسته از این که با تو در ستیزم خیلی خجالت میکشم خیلی عزیزم این کوله بارم نیست کوه اشتباه است از بس که بخشیدی مرا رویم سیاه است جای سیاهی را عوض کن با سپیدی بگذر ز جرم من شتر دیدی ندیدی جرات ندارد هیچکس بر من بخندد حیدر مرا هم میخرد، هم می پسندد حب علی را دارم از بنیان و ریشه زهرا برایم مادری کرده همیشه تقدیر من را کاشکی زهرا بخواهد یک کربلا بهر من رسوا بخواهد اصلا ثواب هر شب قدرم حسین است وحشت ندارم راحت قبرم حسین است آنان که از چاه علی سیراب خوردن ارباب را لب تشنه در گودال بردن مولای ما را زیر دست و پا کشیدن با کینه از حیدر سر او را بریدن *****
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد