
یک نظر کن به دل دربهدر نوکرها دست خود را بکش آقا به سرِ نوکرها سربهزیریم و گرفتار، ز بس خم کرده معصیتهای فراوان کمر نوکرها پر زدیم و نرسیدیم به تو، افتادیم مرهمی باش به هر زخمِ پَرِ نوکرها با وجودی که دلت خون شده از ما اما در همه حال تو بودی سپر نوکرها کاش در روضه ببینیم که هستی آقا تو خریدار دو چشمان ترِ نوکرها پیش تو هرکه زمین خورده ز جا برخیزد لطف کن باز بیا دور و بر نوکرها مادری خورد زمین، صورت او زخمی شد سوخت از روضهی مادر جگر نوکرها ****** شاعر : روح الله پیدایی *********