
یارم نگاه بر دل این روسیاه کن رحمی به حال سینهی پر سوز و آه کن من از همه فراریام و از تو شرمسار کاری برای بندهی بیسرپناه کن خیلی به قول و توبهی من اعتنا نکن این بار لطف کن تو مرا سربهراه کن من از گناه خسته شدم، من بریدهام فکری به حال توشهی پر از گناه کن من با حسین آمدم اینبار ای خدا جان حسین حال مرا رو روبهراه کن یارب به ذکر العطشِ دختر حسین من تشنهی نگاه توام، یک نگاه کن ****** گفتم حسین، اشک غزل هم درآمده انگار بین مجلس ما مادر آمده هرجا که حرفی از عطش و کربلا شده گریهکنان و سینهزنان خواهر آمده سرها به پای عمهی سادات ریخته دنبال او ببین چقدَر بیسر آمده لب تشنه و غریب، "جواد محمدی" در جمع دوستان قدیمی خوش آمدی آه ای رفیق، "مهدی اسحاقیان" ببخش رفته اگر ز خاطرمان یادتان ببخش از دوری و فراق شما خستهایم ما دل به دعای خیر شما بستهایم ما ما بیوفا ولی به وفای شما خوشیم بیچارهایم، ما به دعای شما خوشیم شبهای جمعه کرببلا یادمان کنید پیش حسین، یاد رفیقانتان کنید ******