دیده‌ ای ده که مگر قامت رعنات ببینم

دیده‌ ای ده که مگر قامت رعنات ببینم

[ سیدرضا نریمانی ]
دیده‌ای دِه که مگر قامت رعنات ببینم
هر طرف روی نهم روی دل آرات ببینم

یا که یک‌دم بنشین تا به کنارت بنشینم
یا ز پیشم بگذر تا قد و بالات ببینم

من که آن دیده ندارم که تو در دیده‌ام آیی
تو مگر دیده دهی تا رخ زیبات ببینم

******
شاعر : حاج غلامرضا سازگار

******
برگشته‌اند باز جوان‌ها و پیرها

شرمنده‌ها، خجل‌شده‌ها، سربه‌زیرها
برگشته‌اند باز گنهکارهای شهر

دور تو ریختند گرفتارهای شهر
از کارهای خویش همه سرشکسته‌ایم

در روی ما نبند ببین ورشکسته‌ایم
در باز کن که عبد سفر کرده آمده

یک مشت روسیاه ضرر کرده آمده
شرمنده‌ایم کار درستی نداشتیم

در کوله‌بار، بار درستی نداشتیم
در زیر کوله‌بار گناهان خمیده‌ایم

روزی هزار بار خجالت کشیده‌ایم
دستی از این خمیده بگیری چه میشود؟

این بار هم ندیده بگیری چه میشود؟
عصیان من برای دلم غم درست کرد

در بین این بهشت جهنم درست کرد
آلوده ‌دامنم ولی اشکم به دامن است

تنها رفیق بی‌کسی‌ام گریه‌ی من است
با این دلی که سوخته حالا چه میکنی؟

با آبروی ریخته‌ی ما چه میکنی؟
تاریکی دل همه را غرق نور کن

این آبروی ریخته را جمع و جور کن
********

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه سیدرضا نریمانی مناجات با خدا(سایر موضوعات)

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه مناجات با خدا(سایر موضوعات)

محبوب‌ترین‌های مناجات با خدا(سایر موضوعات)

نظرات