دوباره آمده‌ام گرچه دیر برگشتم

دوباره آمده‌ام گرچه دیر برگشتم

[ سیدرضا نریمانی ]
دوباره آمده‌ام، گرچه دیر برگشتم
ولی شبیه گدا سربه‌زیر برگشتم

به صد امید به سوی تو روی آوردم
به سوی خانه‌ی نعم الامیر برگشتم

شدم ذلیل گناهم، خودم پشیمانم
ببین شکسته و زار و حقیر برگشتم

گرفت دست مرا دست مهربانی تو
به دستگیری تو یا مجیر برگشتم

ز باب لطف تو رفتم ولی غلط کردم
پر از گناه صغیر و کبیر برگشتم

گناه بال و پرم را شکسته مولا جان
شدم دوباره زمین‌گیر، گیر برگشتم

اگرچه پیش تو احساس فقر بی‌معناست
ولی دوباره به سویت فقیر برگشتم

عطش دوباره لبم را ترک ترک کرده
به حُرمَتِ لب مثل کویر برگشتم

به یاد خواهر غمدیده‌ای که می‌فرمود
ببین برادر زینب که پیر برگشتم

به کوفه شهر علی بعد بیست سالْ حسین
به لطف حرمله‌ها من اسیر برگشتم

ولی برادر زینب همین‌که فهمیدم
کفن شده‌ست تنت با حصیر برگشتم

******
شاعر : وحید محمدی

******
یه بغضی تو گلوی من نشسته و دلم پُره

میپرسم از خودم چرا سرم به سنگ نمیخوره
دیگه حنای من پیشت رنگی نداره ای خدا

ولی یکی تو گوش من همش میگه بازم بیا
اگه بدم چرا خدا منو رها نمیکنی؟

از مجلس خوبات منو چرا جدا نمیکنی
خودم که اینو میدونم، مستحق عذابتم 

ادلواپسِ دلهره‌ی شب حساب کتابتم 
خیلی ازم بدی دیدی، ولی غضب نمیکنی

منو به اون عقوبتت چرا ادب نمیکنی؟ 
عشق آقا برای من تا آخرین لحظه بسه

روزی که میمیرم فقط حسین به دادم میرسه
همش میگم چرا خدا دوباره مهلتم میدی؟

شاید به‌خاطر حسین این همه فرصتم میدی
ایشالا میگیرم تو قبر روضه‌ی شاه سر جدا

ایشالا که از کفنم میرسه بوی کربلا
*********

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه سیدرضا نریمانی مناجات با خدا(سایر موضوعات)

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه مناجات با خدا(سایر موضوعات)

محبوب‌ترین‌های مناجات با خدا(سایر موضوعات)

نظرات