نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

یک سال و نیمه درگیر کابوسم یک سال و نیمه با گریه مأنوسم حالا به امالمصائب معروفم من کوهی از روضههای مکشوفم کاش منم اون روز توی گودال میمردم کاش منم نیزه منم شمشیر میخوردم سنان اومد، سنان میزد به پهلوی جسم ناتوان میزد دل ما رو، میسوزوندن چرا دیگه نیزهها رو میشکوندن آه پناه عالم، آه خرابه حالم ... یک سال و نیمه از دنیا بریدم یک سال و نیمه روز خوش ندیدم هنوز از پیش چشمام رد میشه خاطرات شام و (حالم بد میشه)2 آه چقدر بد شد دم دروازهی ساعات آه میرقصیدند یه مشت رقاص جلو سادات همین اوج، مصائب بود لباسامون خیلی نامناسب بود کجا بودم، کجا رفتم توی بازار یهودیها رفتم آه پناه عالم، آه خرابه حالم منی که نام شراب از کتاب میشستم زمانه کاتب دکان مِی فروشم کرد آی حسین ای وای حسین یک سال و نیمه که میده عذابم من غصه دار مجلس شرابم بدتر از کوفه و گودال و شام بود چند ساعت اون مجلس چندین سال بود آه چقدر طعنه از اون پست لعین خوردم آه سرت رو، رو زمین انداخت زمین خوردم (رقیه ات بود، ربابم بود)2 کنار سر جامی از شرابم بود چه روز سختی بود واسم شد احساس جای خالی عباسم آه پناه عالم، خرابه حالم
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد