یه آسمون پر از غمه دل تموم عاشقا

یه آسمون پر از غمه دل تموم عاشقا

[ ابوالفضل بختیاری ]
یه آسمون پر از غمه دل تموم عاشقات
آخه یه قرنه خاکیه صحن و سرات
همینطوریشم دل من میره برات 
خودم فدات

صحن تو رو 
باید با اشک دیده شست و شو کنن
با مژه خاک قبرتو جارو کنن

مهدی بیاد 
ساخت ضریح و گنبد و شروع کنن
مهدی بیاد 
مدینه‌ام بشه پر از برو بیا
دلخوشی تمومیه هیئتیا
با گریه‌ها 
زیارت آقام امام مجتبی

غریب بی حرم، حسن جانم...

دلم میگه 
تو نسل ما بقیع تو بنا میشه
مدینه مثل مشهدالرضا میشه
گدا شبی که زائر شما میشه 
رها میشه

شک ندارم 
یه روزی می‌زنیم تو صحن تو قدم
سینه زنون با بیرق و طبل و علم
الهی که ساخت ضریحت بشه قسمت عجم

میاد یه روز 
مدینه مثل کربلا میشه وطن
زائر حلابیکم نیفته از دهن
قرارمون دوشنبه‌ها ورودی باب الحسن

غریب بی حرم، حسن جانم...

میمنه مست حسن
میسره مست حسن
فقط نه پرچم و نیزه معرکه دست حسن

بنازم این علم و
قدرت لم یزلی
حکومت علوی و وزیر جنگ علی

میرود میدان، حیدری دیگر
محشری دیگر صفدری دیگر
همچون مصحف‌ها
پاره شد صف‌ها
سرنگون گشته، خیبری دیگر

سیدنا الحسن، شیر جمل حسن...

مانده به دامنشان، لکه‌ی ننگ جمل 
عدو نرفته ز یادش صحنه‌ی جنگ جمل

علی کنار حسن، حسن کنار علی
زلف حسن کره خورده به ذوالفقار علی

میرود میدان، حیدری دیگر
روح همان روح و پیکری دیگر

فتنه خنثی شد، کمرش تا شد
و نماند از وی، اثری دیگر

سیدنا الحسن، شیر جمل حسن...

نظرات