به‌نام خدای کریم و با اجازه از حسن

به‌نام خدای کریم و با اجازه از حسن

[ امیر طلاجوران ]
به‌نام خدای کریم، و با اجازه از حسن 
با چادر خاکی عروس، لباس دامادی کفن 

نه یک سفره‌ی عقدی نه آیینه نه شمعدون 
جای سفر باید ماهِ حسن بره میدون 

نشسته گریه به جای خنده 
باید که از خون حنا ببنده 

بخونید برا کافرون آیه‌ی فَأما الیتیم
که دیگه شده موقع نزول بلای عظیم 

شاهد این روضه‌ هم پدر و مادر و جدّش 
زیر سُم مَرکب بلندتر شده قدّش 

دلی به این غم نمی‌شه راضی 
نبود این رسم یتیم‌نوازی

یا حسن مولا، آقای من...

یادمان باشد اگر روزی بقیع را ساختیم
نقش کاشی‌های بابُ المجتبی یا قاسم است

از همان روزی که رزق نوکران تقسیم شد
کربلای سینه‌زن‌های حسن با قاسم است

یا حسن مولا، آقای من...

نظرات