عزیزم حسن
امین قدیمپسندیدن100+
بازدید35.3K
عزیزم حسن، عزیزم عزیزم عزیزم حسن حسن یا حسن، حسن یا حسن غزلی از حرمت ساختهام باز مثلا گرچه خاکی است روی قبر تو اما مثلا گنبد زرد تو خورشید شده میتابد نور میگیرد از آن گنبد خضرا مثلا چه ضریحی شده کار هنر فرشچیان جنس هر پنجرهای هست طلا مثلا چقدر پارچهی سبز گره خورده به آن داری میکنی باز تمام گرهها را مثلا خادمانت همه دور سرمان میگردند ما عزیزیم در این مصلی مثلا تشنهها وصل شوند از پی سقاخانه ساقی میکده هم حضرت سقا مثلا هیئتی شکل گرفته میان حرمت نام هیئت شده حضرت زهرا مثلا روضه خوانی وسط صحن حکایت میخواند قصهی کوچهای از شهر نوا حالا مثلا مادری با پسرش رد شده از آن اما هیچکس راه بر آنها نبستهاست مثلا (دست نامرد کسی هم وسط کوچه نبود)۲ چادری خاک نخورده است برآن یا مثلا مادر قصهی ما رفت صحیح و سالم و نپوشاند رخ از دیدهی مولا مثلا بعد مجلس همه رفتند زیارت کردند تربت حضرت زهرا شده پیدا مثلا غزلی از حرمت ساختهام ... تربت حضرت زهرا شده پیدا مثلا