نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

کیست زینب؟ آسمان در محضرش افتاده است پیشِ او، خورشید با خاکسترش افتاده است شام چیزی نیست تا ویران کند با خطبهاش بال عزرائیل، پای شهپَرش افتاده است چادرش را میتکاند، میتکاند کوفه را کیست زینب؟ کوفه یادِ حیدرش افتاده است میکنَد از جا زمین شام را با کاخها راهِ مولا باز هم بر خیبرش افتاده است کیست زینب؟ لحظههایی که علی در رزم بود ذوالفقار اینک، به دستِ دخترش افتاده است قبل از آنیکه یزید، از پیشِ خانم پا شود دید یکجا سقفِ ظلمش، بر سرش افتاده است مرتضیٰ بر دستمال زرد خود میزد گِره یا که زینب دو گره بر معجرش افتاده است هرکجا میرفت چشمی سوی او جرات نکرد بر سر او سایهی آب آورش افتاده است کاراو پیغمبریِ کربلا تا شام بود بیرق عباس، دوشِ خواهرش افتاده است یادِ ایامی که شد سایه، برادر با سرش ظهر در گرمای سوزان، بسترش افتاده است داشت بر سینه لباسی را که مادر داده بود یادِ مادر، یادِ روز آخرش افتاده است رو به قبله بستر است و رو به در چشمان او باز اشکی سرخ، از چشم تَرش افتاده است بادِ گرمی میوزید و بوی سیبی میرسید دید از تل آنطرفتر، پیکرش افتاده است **** بر مشامم میرسد هر لحظه بوی کربلا بر دلم ترسم بماند آرزوی کربلا تشنهی آب فراتم، ای اجل مهلت بده تا بگیرم در بغل، قبر شهید کربلا
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد