چگونه شکر بگویم که زنده ماندم من

چگونه شکر بگویم که زنده ماندم من

[ حاج حسین سازور ]
چگونه شکر بگویم که زنده ماندم من
به ماه روضه‌ی تو خویش را ساندم من

چگونه شکر بگویم که اجل امانم داد
که باز چشم تر من به بیرقت افتاد

چقدر شور دلم زد به ماه غم نرسم
به زیر سایه‌ی این بیرق و علم نرسم

به شوق این دهه‌ی شور و ماتمت آقا
تمام سال شمردم همه نفس‌ها

چگونه شکر بگویم که باز گریانم
شبیه زلف پریشان تو پریشانم

تمام ترس من این بود با دلی حیران
شب رقیه نباشم میان گریه‌کنان

امان دهی خودم بین این روضه می‌میرم 
شب ششم جگرم را به دست می‌گیرم

شب دهم نفسم را دگر نمی‌خواهم
برای شام عزایت سحر نمی‌خواهم

تمام حاجتم این است که ظهر روز دهم
جنازه‌ام برود روی دوش این مردم

همان زمان که سماوات بر زمین افتاد
بلند مرتبه شاه ز صدر زین افتاد

برید سر ز تنت با دوازده ضربه 
جدا شد آخر سر عرش از تنِ()

در آن نفس که بمیرم در آرزوی تو باشم
بدان امید دهم جان که خاک کوی تو باشم

علی الصباح قیامت که سر ز خاک بر آرم 
به جست‌و جوی تو خیزم به گفت‌وگوی تو باشم

حسین آرام جانم حسین روح و روانم

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه حاج حسین سازور امام حسین (ع)(محرم و صفر)

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه امام حسین (ع)(محرم و صفر)

محبوب‌ترین‌های امام حسین (ع)(محرم و صفر)

محبوب ترین‌های حاج حسین سازور

نظرات