تصویر حاج حسین سازور - پدرم کرده دعا پیرغلامت بشوم

پدرم کرده دعا پیرغلامت بشوم

[ حاج حسین سازور ]
پدرم کرده دعا پیرغلامت بشوم
یا جوان‌مرگ، شهیدِ سرِ راهت بشوم

مادرم خواسته از مادرتان بعدِ نماز
تا نفَس هست فقط خرج عزایت بشوم

کیمیایی‌ست عجب روضه‌ی جان‌سوزِ حسین
مددی صاحب عزا، تعزیه‌دارت بشوم

کوچه کوچه بزنم حُبِّ تو را جار و سپس
از روی بام پریشان فراقت بشوم

کاش می‌شد گِلِ تقدیرم عوض گردد
تا ظهر عاشور سیاهیِ سپاهت بشوم

رخصت خیمه‌ی خود را بده تا مثل زهیر
متحوّل شده از فیض وصالت بشوم

مثل حُرّ توبه‌ی من را بپذیر
تا رها از قفسِ بند اسارت بشوم

گوشه چشمی که شبیه وَهَبِ نصرانی
من مسلمان شده‌ی طرز نگاهت بشوم

وسط معرکه مجنون بشوم چون عابس
پیروهن پاره کنم، مست زِ جامت بشوم

قاسم ابن الحسنی قد بکِشم پای غمت
زیر بارِ محَنت، خوش قد و قامت بشوم

مثل شهزاده علی در صف میدان جهاد
با لبِ تشنه اذان‌گوی نمازت بشوم

یک سه‌شعبه زِ کمان آید و چون طفل رباب
عاقبت با گلوی پاره فدایت بشوم

سر من باشد و دامان تو چون جُوْنِ سیاه
بینِ آغوش تو نائل به شهادت بشوم

گوشه‌ای از حَرمت خاک شوم مثل حبیب
من هم همسایه‌ی نزدیک مزارت بشوم

حضرت عشق به آمال دلم خُرده نگیر
من به قربان سرِ نیزه‌سوارت بشوم

بشکند گردنم اما نرسد روزی که
لکّه‌ی ننگ شما باشم و بارت بشوم
****
گریه‌هایم دسته‌جمعی هست، تنها بیشتر 
ناله‌ی روزم مکافات است، شب‌ها بیشتر

گاه دادی می‌زنم، گاهی مدارا می‌کنم
گاه فریادم زیاد و گاه نجوا بیشتر 

من که امروزم کنار سفره‌ی روضه گذشت 
پس مزاحم می‌شوم از شامِ فردا بیشتر

دوستش داریم اما جان او باور کنید 
دوست دارد از محبّت، شاه ما را بیشتر 

سفره‌داریِ تمامِ سال پای مجتبیٰ‌ست
این دو شب را سفره‌داری کرده آقا بیشتر 

جنگ عاشورایشان جنگ جمل را زنده کرد 
در شجاعت رفته‌اند این‌ها به بابا بیشتر 

این دوتا دَه سال شد بابا صدایم کرده‌اند
می‌شوم این لحظه‌ها گرمِ تماشا بیشتر 

هر دو وقتی که زمین خوردند پهلوشان شکست 
در شهادت رفته‌اند اما به زهرا بیشتر

پابرهنه لحظه‌ی گودال آمد بر سرم 
او رسید و ‌شد هیاهو بین صحرا بیشتر

دست او افتاد، افتادم به یاد مادرم 
خاطره‌ها زنده شد این‌گونه حالا بیشتر 

دست او افتاد، خونش صورت من را گرفت
سخت می‌گیرد به من هر لحظه دنیا بیشتر 

نیزه‌ای آمد من و او را به‌هم از سینه دوخت 
شد هم‌آغوش من از یک عمر این‌جا بیشتر 

دست‌هایم را به دورش بستم از ترسم که شمر
با لگد رویش نکوبد بین دعوا بیشتر

هر کسی کوچه ندیده، این خودش یک کوچه است
من علی هستم و او اُمِّ‌ابیها بیشتر 

یک طرف تنگیِ جا و یک طرف تیزیِ تیغ
سوختیم از تاول این‌جا، زیر گرما بیشتر 

ما دوتایی زیر پای اسب‌ها جان می‌دهیم 
می‌کنم از شمر حالا من تقاضا بیشتر

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه حاج حسین سازور امام حسین (ع)(محرم و صفر)

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه امام حسین (ع)(محرم و صفر)

محبوب‌ترین‌های امام حسین (ع)(محرم و صفر)

محبوب ترین‌های حاج حسین سازور

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد